گرامر درس 6 تاپ ناچ 1B

گرامر درس 6 تاپ ناچ 1B

مبحث اول:  have to و can

اگر به خاطر داشته باشید قبلا در درس سیزدهم کتاب Fundamentals B به تفصیل در مورد can صحبت کردیم. گفتیم که can یک فعل modal محسوب می شود که به معنی توانستن است. مثل بقیه ی افعال modal بعد از can باید فرم ساده ی فعل به کار برده شود و برای تمام فاعل ها نیز به یک شکل به کار می رود. برای سوالی کردن و منفی کردن جملات نیز از خود can استفاده می کنیم و نیازی به فعل کمکی نداریم. برای منفی کردن بعد از can از not استفاده کرده و برای سوالی کردن لازم است جای فعل و فاعل را عوض کنیم. برای پاسخ به سوالات yes/no با جواب کوتاه نیز از خود can استفاده می کنیم. به مثال ها توجه کنید:

1.I can play the guitar.
2.She can cook.
3.They can ski.

4.We can swim.

برای منفی کردن فعل can بعد از آن از not استفاده می کنیم. جملات زیر فرم منفی جملات بالا هستند:

1.I cannot play the guitar.
2.She can’t cook.
3.They cannot ski.
4.We can’t swim.

در فرم سوالی این جملات کافی است که جای فعل can را با فاعل عوض کنیم. به مثال ها توجه کنید:

1.Can you play the guitar?
Yes, I can./ No, I can’t
2.Can she cook?
Yes, she can./ No, she can’t.
3.Can they ski?
Yes, they can./ No, they can’t.
4.Can you swim?
Yes, we can./ No, we can’t.

تکرار می کنم که بعد از can باید حتما از فرم ساده ی افعال اصلی استفاده کنیم و نمی توان بعد از آنها فعل to be یا اسم به کار برد.
در تمام مثال های بالا فعل can نشان دهنده ی توانایی فیزیکی فرد است در انجام کار یا مهارتی. اما از can می توان برای امکان انجام کار نیز استفاده کرد. مثلا:

I can’t go to the park with you. I have to go to bed early.

در این جمله can’t نشان می دهد که به دلیل خاصی امکان انجام کاری برای من وجود ندارد. جملات زیر همگی نشان دهنده امکان هستند:

1.She can’t play tennis in the morning. She has to go to school
2.They can’t come to the meeting. They have to work late
3.I can’t buy the tickets online. I don’t have Internet connection here

اما در مورد have to تفاوت هایی با بقیه ی افعال modal وجود دارد. فعل have to به معنی مجبور بودن است. با این فعل همانند افعال اصلی برخورد می کنیم. یعنی در زمان حال ساده همراه با فاعل های I,you,we,they فعل have to به صورت ساده می آید ولی با فاعل های he,she,it باید با s سوم شخص همراه شود. دقت کنید که بعد از have to حتما باید از یک فعل و به صورت فرم ساده استفاده کنیم. برای منفی کردن و سوالی کردن آن نیز همانند فعل های اصلی دیگر نیاز به فعل کمکی داریم. به مثال های زیر توجه کنید:

1. I have to go to work tomorrow morning
2.You have to buy a ticket to visit the museum
3.We have to be on time for the meeting
4.They have to wear a uniform to go to school
5.She has to answer all the questions
6.He has to manage the time I he wants to finish in time
7.It has to reach 100 degrees to boil

دقت کنید که بعد از فاعل های he,she,it در زمان حال ساده فعل has to استفاده کرده ایم. برای منفی کردن از فعل کمکی استفاده می کنیم:

1.I don’t have to go to work tomorrow morning
2.You do not have to buy a ticket to visit the museum
3.We don’t have to be on time for the meeting
4.They do not have to wear a uniform to go to school
5.She doesn’t have to answer all the questions
6.He does not have to manage the time I he wants to finish in tIt doesn’t have to to reach 100 degrees to boil

توجه کنید که بعد از افعال کمکی فعل حتما به صورت ساده می آید. در مثال های 5 و 6 و 7 به خاطر حضور does در جمله فعل بدون s سوم شخص به کار رفته است. برای سوالی کردن جملات نیز لازم است از فعل کمکی استفاده کنیم:

1. Do I have to go to work tomorrow morning?
Yes, you do./ No, you don’t.
2.Do you have to buy a ticket to visit the museum?
Yes, I do./No, I don’t.
3.Do we have to be on time for the meeting?
Yes, we do./ No, we don’t.
4.Do they have to wear a uniform to go to school?
Yes, they do./ No, they don’t.
5.Does she have to answer all of the questions?
Yes, she does./ No, she doesn’t.
6.Does he have to manage the time I he wants to finish in time?
Yes, he does./ No, he doesn’t.
7.Does it have to reach 100 degrees to boil?
Yes, it does./ No, it doesn’t.

لازم به ذکر است که در جواب های کوتاه حتما باید از افعال کمکی برای جواب کوتاه استفاده کنیم، نه از خود فعل have to . مثلا ‘Yes, I have to.’ غلط است.

گاهی اوقات برای رد کردن دعوت نیز می توانیم از have to برای توضیح دلیل خود برای رد دعوت استفاده کنیم. مثلا:

Would you like to go to the movies this weekend?
Actually I’d love to, but I can’t because I have to pick up my son at the airport.

مبحث دوم: تفاوت زمان حال ساده و زمان حال استمراری

در مورد زمان حال ساده در درس هفتم لول یک و در مورد زمان حال استمراری در درس نهم به تفصیل صحبت کردیم. بهتر از برای درک بهتر این مبحث این مروری بر روی آن مطالب داشته باشید.

تفاوت اصلی زمان حال ساده و زمان حال استمراری به زمان اتفاق افتادن عمل بر میگردد. در زمان حال ساده فعل به طور مستمر و روزمره تکرار شده و فعالیتی است که فاعل به طور روتین وار تکرار میکند. ولی زمان حال استمراری برای عملی استفاده می شود که در لحظه در حال اتفاق افتادن است و یا برنامه ای است که بنا داریم در آینده انجام دهیم. به مثال های زیر دقت کنید:

زمان حال ساده:

1.I go to work every day.
2.She eats breakfast at 8:00.
3.They don’t have a car.
4.Sara doesn’t make dinner on Fridays.
5.Do you take out the garbage?
Yes, I do. I take out the garbage.
No, I don’t. I don’t take out the garbage. My sister does.
6.Does your brother exercise regularly?
Yes, he does. He exercises three days a week.
No, he doesn’t. He doesn’t exercise regularly.

همانطور که از مثال ها بر می آید این فعالیت ها به طور مداوم تکرار می شوند. در زمان حال ساده برای منفی و سوالی کردن جملات برای فاعل های I/you/we/they از فعل کمکی do و برای فاعل های he/she/it از فعل کمکی does استفاده می کنیم. در جملات مثبت برای فاعل های I/you/we/they فعل به صورت ساده و برای فاعل های he/she/it فعل همراه با s سوم شخص مفرد آورده میشود. در جملات منفی و سوالی زمانی که فعل کمکی does در جمله حاضر است فعل به صورت ساده و بدون s به کار میرود.

زمان حال استمراری:

1.What are you doing now?
2.I am cleaning the kitchen.
3.They are sleeping at the moment.
4.Are you watching TV now?
5.She’s going shopping this weekend.
6.They are visiting each other tomorrow.
7.He is going to the doctor next week.

دقت کنید که زمان حال استمراری را میتوان هم برای فعالیت هایی که در لحظه در حال اتفاق افتادن هستند به کار برد و هم برای فعالیت هایی که برنامه داریم در آینده انجام دهیم. در مثال های بالا سه مثال اول مربوط به الان و سه مثال آخر در مورد آینده است.

به این مسئله توجه کنید که بعضی از افعال خاص در زبان انگلیسی هیچ وقت نمیتوانند به صورت progressive یعنی به صورت زمان حال استمراری مورد استفاده قرار گیرند. به این افعال، non-action verbs گفته می شوند که در زیر لیست کوتاهی از آنها را مشاهده می کنید:

want, like, need, love, have

حتی اگر بخواهیم در مورد عملی صحبت کنیم که در همین لحظه اتفاق می افتد و فعل مورد استفاده ی جمله یکی از این افعال بالا باشد نباید از زمان حال استمراری استفاده کنیم و برای آنها زمان حال ساده به کار می بریم. مثلا:

I want a glass of water.

در مثال بالا من الان آب می خواهم، ولی جمله با فعل جمله با فعل حال ساده آمده است. دلیل آن این است که فعل want یک فعل non-action بوده و با زمان حال استمراری به کار نمیرود.

نکته ی دیگر اینکه زمانی که در مورد میزان تکرار یک عمل صحبت می کنیم می توانیم از قید های تکرار (frequency adverbs) استفاده کنیم. مثلا:

1.I always go shopping alone.
2.My father never goes to bed before midnight.
3.She usually practices the guitar in the morning.

از آنجایی که قید های تکرار برای نشان دادن میزان تکرار یک عمل به طور کلی است و زمان استفاده از آن ما در واقع در مورد یک عادت یا روتین صحبت می کنیم، پس نمی توانیم قید های تکرار را با زمان present continuous به کار ببریم. چون زمان حال استمراری هیچ گاه در مورد عادت ها صحبت نمی کند و به عملی که در همین لحظه در حال اتفاق افتادن است و یا عملی که در آینده بنا است اتفاق بیفتد اشاره دارد.
Grammar Booster:
قسمت اول:

در اینجا مجددا تکرار می شود که بعد از can فعل ساده برای تمام فاعل ها به کار برده می شود. و بعد از have to نیز حتما لازم است از فرم ساده ی فعل استفاده کنیم. بعد از هر دوی این افعال باید فعل به کار برده شود و نمی توانیم بعد از آنها از اسم یا ساختارهای دیگر استفاده کنیم.

قسمت دوم:

سوالی کردن با کلمات پرسشی

برای هر دو فعل can و have to می توان سوالات اطلاعاتی ساخت. برای ساختن این سوالات با فعل can از فرمول زیر تبعیت کنید:

What/Where/When/How … + can + subject + base form of the verb + بقیه ی جمله ?

مثلا:

1. What can she do well?
She can swim very well.
2. Where can we meet?
We can meet in my office.
3. When can he leave?
He can leave in ten minutes.

برای have to نیز از فرمول زیر تبعیت کنید:

What/Where/When/How … + do/does + subject + base form of the verb + بقیه ی جمله ?

مثلا:

1. What do I have to do for the meeting?
You have to prepare the documents.
2. Where does she have to go tomorrow?
She has to visit her doctor.
3. When do we have to finish the class?
You have to finish before noon.

دقت کنید که برای هر دو فعل فرم سوالی با who متفاوت است. در صورتی که who فاعل جمله را مورد سوال قرار دهد از فرمول های زیر تبعیت می کنیم:

*Who + can + base form of the verb + بقیه ی جمله ?

1. Who can give me a ride to the airport?
I can.
2. Who can play the guitar?
Sarah can. She can play the guitar very well.

همانطور که ملاحظه می کنید بعد از who فاعل به کار نرفته است. به این دلیل که خود who در مورد فاعل سوال می پرسد.

*Who + has to + base form of the verb + بقیه ی جمله ?

3. Who has to go to work on weekends?
My father does. He is a security guard.
4. Who has to wear a uniform to school?
We all do. We can’t go to school without a uniform.

در مورد فعل have to سوالاتی که با who در مورد فاعل پرسیده می شوند همیشه با فعل has to و بدون استفاده از فعل کمکی پرسیده می شود. همانطور که در مثال شماره ی 4 ملاحظه می کنید حتی اگر جواب سوال به بیشتر از یک نفر اشاره داشته باشد باز هم سوال را با has to می پرسیم.

دقت کنید که فرمول های بالا تنها در صورتی مورد استفاده قرار می گیرند که فاعل جمله مورد سوال باشد. چنانچه در مورد مفعول سوال بپرسیم از همان فرمول به کار رفته برای باقی کلمات پرسشی استفاده می کنیم. به مثال زیر توجه کنید:

My sister loves my mother very much.

همانطور که ملاحظه می کنید در جمله ی بالا دو شخص وجود دارند (my sister) و (my mother) ، که یکی فاعل و دیگری مفعول جمله هستند. پس در مورد جمله ی بالا ما به دو شکل می توانیم با who سوال بپرسیم:

1. Who loves your mother very much?
My sister does. She is crazy about her.
2. Who does your sister love very much?
My mother.

در مثال اول جواب who فاعل جمله (my sister) است. به همین دلیل نیازی به استفاده از فعل کمکی نیست. ولی در مثال دوم جواب who مفعول جملهmy mother) ( است و در این صورت لازم است از فعل کمکی استفاده کنیم. پس توجه داشته باشید که فرمول سوال با who تنها در صورتی با بقیه ی کلمات پرسشی متفاوت است که شخص مورد سوال فاعل جمله باشد.
قسمت سوم:

همانطور که به خاطر دارید از فعل can برای صحبت در مورد توانایی یا امکان انجام کاری استفاده می کنیم. در اینجا یادآور می شویم که عبارت be able to نیز همان معنی can را تداعی می کند. به مثال های زیر دقت کنید:

1. She can speak Spanish. = She is able to speak Spanish.
2. They can drive well. = They are able to drive well.
3. I can meet you tomorrow after the class. = I am able to meet you tomorrow after the class.
4. My father cannot go to the party. = My father is not able to go to the party.

در مثال ها واضح است که can و be able to کاملا هم معنی هستند. البته در مکالمات روزمره can از be going to متداول تر است. در مثال های بالا دو مثال اول نشان دهنده توانایی (ability) و دو مثال دوم نشان دهنده ی امکان (possibility) می باشند.

توجه کنید در جملاتی که با be able to ساخته میشوند بعد از to لازم است حتما فرم ساده ی فعل به کار برده شود. برای فاعل های مختلف فقط فعل be تغییر می کند. به چند مثال دیگر با be able to توجه کنید:

1. I am able to swim.
2. You are able to cook.
3. They are able to bake.
4. She is able to sew.
5. He is able to fix a car.

برای منفی کردن این جملات کافی است بعد از فعل to be از not استفاده کنیم:

1. I am not able to swim.
2. You aren’t able to cook.
3. They are not able to bake.
4. She is not able to sew.
5. He isn’t able to fix a car.

برای سوالی کردن این جملات باید جای فعل to be را با فاعل عوض کنیم:

1. Are you able to swim?
Yes, I am./ No, I’m not.
2. Are you able to cook?
Yes, I am./ No, I’m not.
3. Are they able to bake?
Yes, they are./ No, they aren’t.
4. Is she able to sew?
Yes, she is./ No, she isn’t.
5. Is he able to fix a car?
Yes, he is./ No, he isn’t.

گذشته ی can و be able to به ترتیب could و was/were able to می باشد. که هر دو هم معنی هستند. مثلا:

1. When I was a child, I could play the piano.= When I was a child, I was able to play the piano.
2. My grandmother could cook very well when she was younger. = My grandmother was able to cook very well when she was younger.
3. I couldn’t swim two years ago. = I wasn’t able to swim two years ago.
4. My parents couldn’t play tennis when they were younger. = My parents weren’t able to play tennis when they were younger.

همه ی مثال های بالا درباره ی توانایی هایی در گذشته صحبت می کنند که هر دوی could و was/were able to هم معنی هستند، چه در جملات مثبت و چه در جملات منفی. البته توجه کنید که تمام مثال های بالا به توانایی انجام کاری در گذشته اشاره دارند.

اما چنانچه در مورد امکان (possibility) انجام کاری در گذشته ( در جملات مثبت) صحبت کنیم، فقط میتوانیم از was/were able to استفاده کنیم. در اینگونه جملات از could استفاده نمی کنیم. مثال:

1. I was able to play tennis with her after work.
2. They were able to go to the party last weekend.

جملات بالا را نمی توانیم با could به کار ببریم.

اما چنانچه در مورد عدم امکان کاری در گذشته صحبت کنیم (جملات منفی)، می توان از فرم منفی هر دو فعل could و was/were able to استفاده کرد.

1. I wasn’t able to go to the party last night.= I couldn’t go to the party last night.
2. My friends weren’t able to come to visit me. = My friends couldn’t come to visit me.

قسمت چهارم:

همانطور که قبلا نیز توضیح دادیم در زبان انگلیسی برخی از فعل ها non-action بوده و نمی توانند فرم استمراری داشته باشند. حتی اگر درباره ی الان صحبت می کنیم این فعل ها را با زمان حال ساده به کار می بریم و نمی توانیم آنها را در قالب حال استمراری استفاده کنیم. برخی از این فعل ها عبارتند از :

want, need, have, love, like, understand, think, see, know, etc

مثلا جمله ی ‘ من الان به یک ژاکت احتیاح دارم.’ :

I need a sweater right now.

در این جمله قید right now به وضوح مشخص می کند که حال حاضر مد نظر است ولی به دلیل اینکه فعل need یک فعل non-action است نمی توان آن را به صورت استمراری به کار برد.

بعضی از فعل ها در زبان انگلیسی معانی مختلفی در بر دارند. به همین خاطر ممکن است گاهی معنای فعل action و گاهی معنای فعل non-action را القا کنند. پس در مواقعی که action هستند می توان آنها را به صورت استمراری به کار برد.

مثلا فعل ‘have’ معانی مختلفی دارد:

1. I have a brother.
2. I’m having breakfast right now.
3. I’m having a great time in London.

در جمله ی اول have به معنی داشتن به کار رفته است که در این صورت non-action بوده و نمی توان آن را در حالت استمراری به کار برد. ولی در جمله دوم به معنی خوردن و در جمله ی سوم به معنی گذراندن به کار رفته است. که در دو معنی آخر فعل action بوده و می تواند به طور استمراری مورد استفاده قرار بگیرد.

مثال دیگر فعل ‘think’ است:

1. What do you think of this blouse? I think it is beautiful.
2. I’m thinking about changing my car.

در مثال اول فعل think به معنی نظر داشتن است و نمی تواند به صورت استمراری به کار رود. ولی در مثال دوم به معنی فکری را در سر پروراندن است که می تواند به طور استمراری مورد استفاده قرار بگیرد.

قسمت پنجم:

اگر به خاطر داشته باشید در درس های پیشین قید های تکرار را مورد بحث قرار دادیم. قید های تکرار عبارتند از:

always, usually, sometimes, never, usually, hardly ever, occasionally, generally, often etc

این قید ها معمولا با زمان حال ساده به کار رفته و میزان تکرار یک عمل را نشان میدهد. قید های تکرار را در جملات مثبت قبل از فعل های اصلی و بعد از فعل های to be به کار میبریم.

1. I usually go to school by bus.
2. She is always late.

در جمله ی اول فعل جمله go است که یک فعل اصلی است و قید تکرار قبل از آن به کار رفته است. ولی در جمله ی دوم فعل جمله فعل is است و همانطور که میبینید قید تکرار بعد از آن آمده است.
قید های تکرار زیر را می توان علاوه بر جایگاه اصلی آنها (قبل از فعل اصلی و بعد از فعل to be) در ابتدا و انتهای جمله نیز به کار برد:

sometimes, usually, often, generally, occasionally

مثلا:

1. Sometimes I drink coffee in the afternoon.
2. I go swimming with my friends occasionally.

دقت کنید که دو قید تکرار را هیچ گاه نمی توانیم در ابتدا و انتهای جمله استفاده کنیم.

در جملات منفی اکثر قید های تکرار را میتوان هم قبل و هم بعد از فعل کمکی منفی (don’t, doesn’t) به کار برد. البته قید تکرار always را باید حتما بعد از فعل کمکی منفی به کار برد.

1. He usually doesn’t wash the dishes.
2. He doesn’t usually wash the dishes.
3. I doesn’t always wash the dishes, he just sometimes does it.

همانطور که ملاحظه می کنید usually را قبل و بعد از doesn’t به کار برده ایم و هر دو صحیح است ولی always فقط همین یک حالت را دارد و نمیتوان آن را قبل از doesn’t به کار برد.

نکته ی دیگر در مورد قید تکرار never است. این قید به تنهایی معنی جمله را منفی می کند. پس زمانی که در جمله ای منفی از آن استفاده می کنیم فعل جمله با ساختار مثبت به کار برده میشود.

مثلا:

I never go swimming after midnight.

دقت کنید که جمله ی بالا منفی است ولی فعل آن با ساختار مثبت به کار رفته است. اگر بخواهیم فعل را منفی داشته باشیم باید به جای never از ever استفاده کنیم. جمله ی زیر هم معنی جمله ی بالا است:

I don’t ever drink coffee.

به جز قیدهای تکرار، قید های دیگری نیز وجود دارند که نشان دهنده ی میزان تکرار انجام یک عمل هستند. از جمله :

every week, once/twice/three times a week, once in a while, twice a year, a lot etc

اینها در واقع قید های زمان هستند که می توانیم آنها را هم در ابتدا و هم در انتهای جمله به کار ببریم. ولی هیچ گاه وسط جمله از آنها استفاده نمی کنیم. مثلا:

Twice a year, I take a vacation.
I take a vacation twice a year.

تنها استثنایی که وجود دارد قید a lot است که فقط در آخر جمله قابل استفاده است:

I play tennis a lot.

Writing Booster:

در سیستم نوشتاری زبان انگلیسی رعایت کردن قوانین علامت گذاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. علامت هایی که لازم است در انتهای یک جمله استفاده کنیم عبارتند از :

نقطه (period) : از این علامت در انتهای یک جمله ی کامل استفاده می کنیم. مثلا:

She works for her father.

علامت سوال (question mark) : از این علامت در انتهای سوال ها استفاده می کنیم. مثلا:

Would you like to have a cup of coffee?

علامت تعجب (exclamation point) : از این علامت در انتهای جملاتی که نشان دهنده یک موضوع خنده دار یا تعجب آور باشد استفاده می کنیم. مثلا:

I’m actually a couch potato!

کاما (comma) : از این علامت در بین دو جمله یا عبارتی که به نوعی با هم در ارتباط هستند استفاده می کنیم. مثلا:

I eat breakfast, lunch, and dinner alone.

برچسبها
مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید.

بهتر است دیدگاه شما در ارتباط با همین مطلب باشد.

0